روز پدر امسال و تولد احسان به فاصله ۳ روزه...داشتم فکر می کردم که چی براش بخرم که کادوی هر دو رو یکی کرده باشم...تو فکر آکواریوم یا قناری یا از این تیپ حیوونا بودم که میدونستم دوست داره...بیشتر تو فکر یه آکواریوم استخوون دار!!! بودم...که چند شب پیش خودش موقع خواب گفت دوست داره یه دوچرخه بخره
منم دیگه رو هوا زدمش
در همین راستا یکی دو روز اینور اونور گشتیم وبالاخره دوچرخه مورد نظر رو خریداری کردیم...یه دوچره به اضافه باربند ماشین...یه چراغ خیلی جالب هم جداگانه روش سوار کردن که عین نور بالای ماشین می مونه و فاصله ۵۰ متریتو روشن می کنه...خلاصه که کادوی تولد و روز مرد خریداری شد...مبارکش باشه
دیروزم منو گذاشت خونه مامانم(مامانم یه عمل کوچیک داشت و من می خواستم یه کم بیشتر پیشش باشم...البته خدا رو شکر حالش خیلی خوبه) و خودش رفت چی*تگر
البته وقتی برگشت پشیمون بود و می گفت اصلا بعدازظهر جمعه جای جالبی نیست....حالا دیگه قراره با دوچرخه هر روز بره اطراف خونه دور بزنه...یا بعدازظهرا به جای پیاده روی اطراف خونه بریم پردی*سان و دوچرخه سواری کنیم...شایدم بره برای من خرید...بهش میگم یه دونه از این سبدا میخوام برات بخرم بذاری جلوی دوچرخت و بری برام خرید بذاری تو اون سبدا(فکر کن!!!!!!!!)
میگه این اولین دوچرخه ایه که مال خودمه...همیشه مثلا برای برادرم یه دوچرخه خریده بودن و بعد چند سال که کوچیکش میشد من استفاده می کردم
میگم زمان ماها اینطوری بود دیگه...دوچرخه منم وقتی کوچیک شد بعد چند سال آنیتا استفاده کرد
میگه من خیلی دوچرخه سواری رو دوست داشتم...الان در استانه ۳۲ سالگیم باید بتونم به عنوان یه وسیله تفریحی دوچرخه داشته باشم
میگم: ما چون همه زندگیمون دستمون تو جیب خودمون بوده و ۱۰ سال پیش که همسنای ما پول تو جیبی می گرفتن ما می رفتیم سر کار و برای پولمون نقشه می کشیدیم، طبیعیه که یه 10 سالی برای رسیدن به خیلی از خواسته هامون عقب افتاده باشیم...اما به نظرم نباید حسرتشو بخوریم و بهش فکر کنیم...همین مهمه که با تلاش به جایی رسیده باشی که شکر خدا و گوش شیطون کر الان میتونی به چیزایی که دوست داشتی برسی...پس الان ازش لذت ببر و به گذشته فکر نکن. (الان میگین تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمی بره
)
تو پست بعد عکسشو میذارم
عکس ای پدم رو هم به خواسته الی جون میذارم( البته که عین همون عکسیه که از اینترنت گذاشتم...اما چشم اونم میذارم)
یه چند تا عکسم از بالکنمون میخوام بذارم
ما تو این بالکن سه تا فلاور باکس گذاشتیم و توش گل گذاشتیم...البته از این گلای رونده که برگای ابلق یا سبز داره...اما منظره خیلی زیبایی به بالکن داده و من گاهی از تو خونه می شینم روبروش و درو باز میذارم و نگاه می کنم
یه سری از این برگای رونده گلای بنفش خیلی ریز خوشگل هم دادن...میخوام عکس اونا رو هم بذارم
خلاصه که پست بعدی یه سری عکسه برای شاد کردن بیشتر محیط وبلاگ
پینوشت: طنین جان خیلی از تماست ممنونم...خیلی برام ارزشمند بود که وقت گذاشتی و از تجربیاتت بهم گفتی...واقعا ممنونم که به فکرم بودی
شنبه 30 اردیبهشت ماه سال 1391
موضوع:
نظرات: 

